دینادینا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

دینا جونم

سری دوم عکسای مسافرت

تا رسیدیم ویلای نوشهر دینا رفت و یه جای خوب واسه نشستن پیدا کرد.... بعد از یه آب تنی بردیمش دریا.... اولین بارش بود دریارو میدید از چشاش معلومه.......... دوست داشتی بشینی داخل شومینه..... از این صندلیا خوشت میومد و خودت انتخاب میکردی رو کدوم رنگش بشینی....   ...
31 فروردين 1392

ما برگشتیم

دینا جووونم ما امسال عید مسافرت نرفتیم.البته ٢ روز مونده به عید بابا پیشنهادشو داد ولی من قبول نکردم و قرار شد بعد عید بریم.روز یکشنبه ١٨ فروردین حرکت کردیم به سمت شمال.هم هوا خوب بود هم جاده ها خلوت بودن.٢ شب موندیم رشت و بعدشم حرکت کردیم به سمت نوشهر.به تو که خییلی خوش گذشت خدا رو شکر اصلا اذیتم نکردی برگشتنی هم یه سر رفتیم کرج خونه خاله سیما(خاله بابایی) و تهران خونه دایی رضا (دایی بابایی). کلی عکس ازت گرفتم که سعی میکنم به ترتیب بذارمشون........... امامزاده قاسم نزدیک آستارا بندر انزلی.......     بام سبز لاهیجان ...... ...
27 فروردين 1392

دینا جونم بالاخره راه افتاد

دیروز ١٢ فروردین ٩٢ دینا در ١٦ ماه و ٢٧ روزگی اولین قدمشرو برداشت.بابایی بیشتر از من ذوق کرده بود البته خودشم وقتی میدید ما داریم میخندیم ذوق زده میشدو تند تند راه میرفت. امروز هم که سیزده بدر بود با مامانجون اینا رفتیم طبیعت و توام کلی بازی کردی..... ...
13 فروردين 1392

اولین پست سال 92

با نام و یاد خدا اولین پست سال ٩٢ رو شروع میکنیم. دینا جونم امروز بالاخره فرصت پیدا کردم که بیام و عیدرو از طریق وبلاگت به همه دوستای مهربونمون تبریک و شادباش بگم. امسال هم مثل پارسال سفره هفت سینمون با وجود گلی مثل تو رنگ و بوی دیگه ای داشت. از عید دیدنی لذت میبردی و همش دوست داشتی بریم مهمونی.یا اینکه مهمون بیاد خونمون. آخرای سال چون سرم خیییلی شلوغ بود نشد سفره هفت سین مفصلی بچینم واسه همینم یه هفت سین کوچیک چیده بودم. خوب بریم سراغ عکسای گل دخترم...... خونه آنا جون....... دینا و عمو آرش..... ...
6 فروردين 1392
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دینا جونم می باشد